دوشيزه يعنى بكر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص702) 
با زاى هوز بر وزن پوشيده دختر بكر را گويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص402) 
يعنى باكره. مثالش كمال اسمعيل گويد: شعر دوشيزگان خاطر من بين كه غنچهوار بر رخ گرفتهاند ز تو شرمسار دست 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص584) 
بر وزن پوشيده دختر بكر را كويند خاقانى كفته خاطرم بكر و عهد نامرد است نزد نامرد بكر كمخطر است نالش بكر خاطرم ز قضا است كله شهربانو از عمر است 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص392) 
[اسم] [فارسی] باكره و مارى و دختر بكر و زنى كه مرد در وى دخول نكرده باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1556) 
بكر را گويند.نظامى گفته است: همه تن شهوت آن پاكيزگانرا#چنانك آئين بود دوشيزگانرا 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص101) 
دوشيزگان [فارسی] [جمع] دوشيزه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1556) 
دوشيزگى بردن (ستدن) از بين بردن پردۀ بكارت دختر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1380) 